ابرک

چتر خیال
نویسنده : ابرک - ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٩

تاریک تر  از شب خاموشم. چشمهای خسته ام را  به  جاده ای در مه

گم شده دوخته ام. ابرهای  دلتنگی آرام می آیند تا بر روی آشیانه

سردم خیمه بزنند.

من پشت پنجره غبار  گرفته با کوله باری  از  غصه تک و تنها نشسته ام

و با چشمهای به غم نشسته ام شعر سپید باران را زمزمه می کنم

اما افسوس که چتر خیالم را  که سرشار  از  بوی اقاقی ها بود

گم کرده ام................


comment نظرات ()